تبليغاتX
مسیح و بهاءالله

مسیح و بهاءالله

عاشقان مسیح و نور او که بهاءالله را یافته اند بر خدای دانا و بزرگ درود می فرستند

 

مژده به مومنان مسیح

 

انجیل به ظهور بهاءالله وعده داده است. من به عنوان مسیحی در تورات و عهد قدیم از مسیح رد پا یافتم. رد پای بهاءالله و اشاره به ظهور او در انجیل آمده است. چاره ای نیست. یا باید ظهور تازۀ عیسی مسیح با نام تازۀ بهاءالله را پذیرفت و از تاریکی عدم ایمان به نور قدم گذاشت، یا باید چون آنا و کایفا (موبدان بزرگ زمان مسیح) انکار کرد و بشارت انجیل را نادیده گرفت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 14:11  توسط خوش خبر  | 

لطفا توضیح دهید: چگونه بهاءالله می تواند ظهور دوباره مسیح باشد؟

 

الف: مسیح در آسمان است. بهاأالله در زمین متولد شد.

ب: نام او حسین علی بود و نام مسیح یسوع بود.

پ: بهاءالله سوار بر ابر نیامد.

 

بهاءالله ظهور دوباره مسیح است چون رجعت یا آمدن دوباره مسیح ظهور دوباره جسم و عناصر فیزیکی مسیح نیست. ظهور مسیح، ظهور خداوند است به بشر و آمدن بهاءالله نیز ظهور خداوند است بر انسان امروزی.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 15:35  توسط خوش خبر  | 

چرا بهاألله؟

 

من تا چهار سال پیش مسیحی محکمی بودم ولی حال با پذیرفتن بهاءالله به عنوان آمدن مسیح موعود ایمانم به مسیح محکمتر از همیشه است و مسیح را با نام تازه و در ظهور تازه اش پذیرفته ام.

فعالیت این بلاگ به منظور آشنا کردن مسیحیان با بهاءالله است تا با یاری خداوند به توانند در ایمان خود به مسیح کاملتر شوند و مسیح را در دو ظهور و تجلی خود بشناسند.

من هرگز به ذهنم خطور نمی کرد که روزی بهاءالله را به عنوان نجات دهنده خود و عالم و معبود مردم دنیا بپذیرم. اکثر فعالیتهای من در شمال کالیفرنیا و در ویرجنیا بحث با بهائیان بود که ارزش کتاب مقدس را می پذیرفتند و با من وارد صحبت انجیلی می شدند. مسلمانان عموما درگیر بحث با ما نمی شدند چون انجیل را تحریف شده می دانستند و موفقیت ما در تبلیغ آنان به خاطر سرخوردگی آنان از اسلام و رژیم اسلامی بود.

آشنایی من با انجیل و ایمان من به مسیح ناشی از ملاقات شخص یهودی الاصلی بود که مسیحی شده بود و با باز کردن انجیل پیشگوییهای عهد قدیم و پیامبران بنی اسراییل را به من نشان داد و جای حرفی برای من باقی نگذاشت. مسیح را به عنوان ناجی خود پذیرفتم و ایمان من به مسیح پذیرشی راست و قلبی بود. من هم فورا مشغول فعالیت تبلیغی شدم.

من عموما بهائیان را به عنوان انسانهایی خوب ولی گمراه شده و نجات نایافته می دیدم ولی در مورد دین ایشان زیاد نمی دانستم و حرفهایشان در مورد صلح عمومی و روابط بین الملل و حقوق بشر و تساوی زن و مرد و وحدت عالم انسانی به هیچ وجه برای من هیچ جذابیت و گرایشی نداشت. مساله عمده برای من مساله گناه و مساله دوری بشر از خدا به خاطر گناه بود. برخی بهائیان که بیشتر مطالعه انجیلی داشتند با ما وارد بحث می شدند ولی آنها هم با صحبت از مظهریت و مظهر کلّی الهی من را گیج می کردند و بحث ها به جایی نمی رسید.

   شناخت من به بهاءالله موقعی کامل شد که بهائیان توانستند من را با انجیل آشناتر سازند و برای من دو مساله باید واضح میشد.

اول- پیشگوییهای انجیل باید تمام به حقیقت و عملا انجام می شد.

دوم- باید ظهور دوباره مسیح در هیکلی دیگر و با نامی تازه چون بهاألله را از نظر انجیلی و بدون مغالطه و سفسطه اثبات می کردند.

 

چون این هردو انجام شد ضربه روحی و روانی سختی به من وارد شد ولی از مسیح یاری خواستم تا دست من را بگیرد و قلبم را مطمئن سازد تا نلغزم و به بیراهه ردّ مسیح نروم. در گرماگرم این برهان بود که مسیح منرا از ظهور تازه اش به نام بهاءالله مطمئنم کرد و محبت بهاءالله در قلبم نفوذ کرد و او را شناختم و اقرار بر درستی او کردم.

در خاتمه یادآوری کنم که رسیدن به بهاءالله برای مومن به مسیح بدون دعا و طلب هدایت از مسیح غیر ممکن است. امید دارم نور بهاءالله در قلب شما نیز بتابد.

 

    

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم دی 1386ساعت 6:10  توسط خوش خبر  |